الشيخ رسول جعفريان
57
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
درست به دليل همين فراموشى امام در جامعهء مسلمانان بود كه آن حضرت در دورهء خلافت ، مىكوشيد تا از هر فرصتى براى معرفى خود و تلاشهايش براى اسلام در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى مردم سخن بگويد . « 1 » روابط امام با أبو بكر بسيار سرد بوده و گويا خاطرهاى باقى نمانده است . در برخورد با عمر خاطرات زيادى به دست آمده است كه عمدتا كمكهاى قضايى امام به عمر و نيز پاسخ به برخى رايزنيهاست كه در بحثهاى پيشين برخى از آنها را آوردهايم . عمر از پرخاش ظاهرى به امام خوددارى كرده و به احتمال امام نيز مراعات مىكرد . اما عثمان چنين نبود ، او تحمل اظهار نظرهاى امام را نداشت و يك بار به امام گفت : تو نزد من بهتر از مروان بن حكم نيستى ؟ « 2 » عباس از عثمان خواست تا هواى امام را داشته باشد . عثمان گفت : اولين حرف من با تو اين است كه اگر على خودش بخواهد ، كسى نزد من عزيزتر از او نخواهد بود . « 3 » البته امام حاضر نبود به خاطر عثمان و رفاقت با وى از انحرافات چشمپوشى كند . به همين دليل روابط امام با عثمان ، از جهتى نزديكتر و از جهت ديگر تندتر شد . « 4 » يك بار كه زنى از انصار با يكى از زنان بنى هاشم نزاعى داشت ، پس از آنكه به نفع زن انصارى حكم شد ، عثمان به او گفت : اين رأى پسر عمويت على است . ! « 5 » مخالفت با حكومت براى امام كار دشوارى بود . امام ، بويژه در سالهاى نخست كوشيد تا با پناه بردن به انزوا خود را از مواجه شدن با حكومت بازدارد . سعد بن عباده تجربهء خوبى بود . او بيعت نكرد و ناگهان در زمان خلافت خليفهء اول يا دوم ، خبر رسيد كه جنيان او را كشتند . در جاى خود اشاره كرديم كه برخى از مصادر اشاره دارند كه قتل او سياسى بوده است . « 6 » ابن ابى الحديد مىگويد : من از ابو جعفر نقيب ( يحيى بن ابى زيد ) پرسيدم :
--> ( 1 ) . به عنوان مثال نك : نهج السعادة ، ج 2 ، صص 222 ، 314 ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 342 ( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 14 ( 4 ) . تاريخ المدينة المنوره ، ج 3 ، صص 1046 - 1045 ( 5 ) . تاريخ المدينة المنوره ، ج 3 ، ص 967 ؛ منتخب كنز العمال ، ج 2 ، ص 204 ( 6 ) . نك : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 17 ، ص 62